حسين زمانى
44
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
داخل شدن فرستادگان امير ، حاكم آنجا آنها را گرفته مشغول به نزاع شدند . دعواى عظيمى فيما بين واقع شده عبد الصمد خان تبريزى بسيار پايدارى نموده دعواى خوبى كرده ، از ساچمه توپ و توپ انداختن ساعتى آسايش نگرفت . آنها را عقب نشانيده چند برج را از خجند برهم زده سه شبانهروز دعوا نمودند . چون اوزبكيّه ديدند كه فتح خجند عنقريب است ، و با عبد الصمد خان عداوت باطنى كه داشتند ظاهر كرده در سنگرها به او امداد نكردند . در اين بين خبر رسيد كه مسلمان قول با محمد نظرباى قرهقيوز با دوازده هزار كس از جانب حاجى شير عليخان بر سر اردوى امير آمدند . اهل اردو پريشان شده سركار امير معاودت نموده خود را به ارتپه رسانيد . سواران از تعاقب آنها آمده به قدر هزار و دويست نفر به قتل رسانيدند ؛ و ابراهيم پروانچى در همين روزهاى سابق از سركار امير داوطلب شده كه پسر حاجى شير عليخان را با شش هزار كس به من بده از درياى سير عبور كرده مىروم تاشكند را گرفته ، از آن راه برسر خوقند مىآيم . سركار امير او را حسب الخواهش روانه كرده ، هنوز به كنار دريا نرسيده خبر به مسلمان قول و محمد نظرباى قرهقيوز رسيد . شبانه به مقابل ابراهيم پروانچى رفته ، چون آمدن محمد نظرباى و مسلمان قول به مسامع ملتزمين و همراهان ابراهيم پروانچى رسيد ، بدون درنگ و آهنگ جنگ روى به معسكر امير نهاده ، حين فرار جمعيّت مسلمان قول و محمد نظرباى عقب آنها رفته ، جمعى را اسير و برخى را قتيل ساخته معاودت نمودند . امير در آنجا امورات ارتپه را صورت نوعى داده و حاكم محبوس را همراه خود به سمرقند آورده ، و حاكم خجند هم با جمعيت تمام با هزار عراده بارگير آمده حاصل و محصول ارتپه را كوبيده بر عرادهها بار نموده به خجند فرستاد و بقيه را سوزانيده انتقام خرابى خجند را كشيد . سركار امير پس از استماع اين خبر ماندن سمرقند را مصلحت ندانسته روانهء بخارا شده ، به بخارا آمده حاكم محبوس را نيز همراه آورده ، در اين اثناء همه روزه وزير